خراباتي - « يک جرعه از مسيح »
  •  RSS 
  • صفحه نخست
  • شناسنامه
  • بازديدهاي ديروز:19
  • کل بازديدها:4650
  • اوقات شرعي

  • لوگوي وبلاگ
    خراباتي - « يک جرعه از مسيح »
  • موضوعات وبلاگ
    اديان
    مسيحيت
    يهوديت
    ادبيات متعهد


  • مطالب گذشته
    «نامه اي به نشاني آسمان» [3]
    به مناسبت 25 دسامبر
    رابطه يزيد و مسيحيّت
  • درباره من
    خراباتي - « يک جرعه از مسيح »
    خراباتي[13]
    خردم، خراب، خسته‏ترين، مي‌شناسيم...


  • ارتباط با من
    Yahoo! Messenger
    پست الکترونيک
  • اشتراک در خبرنامه

    نام:

    ايميل:

     


  • لينک ديگران



    مسجد و کليسا
    مسيح انديمشک
    بیایید به مسیح ایمان بیاوريم

  • موسيقي وبلاگ

       [آرشيو شده ها]
    + محمّد...
    نويسنده: خراباتي
     

    دهان او بسيار شيرين و تمامش محمّد است، اين است محبوب من و يار من اي دختران اورشليم1!


    *****          *****          *****


    1- سرود سليمان 5 : 10-15



    چهارشنبه 9/5/1387، ساعت 7:45 صبح
    سخن شما:

    + علي...
    نويسنده: خراباتي

    امام صادق -عليه السّلام- خطاب به مفضّل فرمود:
    هر گاه خدا بخواهد قلب کسي از جنّ و انس را پيراسته سازد او را با ولايت ما آشنا مي‌کند و هر گاه بخواهد قلب او را بميراند او را از شناخت ما باز مي‌دارد.
    آنگاه فرمود:‌
    اي مفضّل! به خدا سوگند آدم لايق آن نشد که خدا او را به دست خويش بيافريند و از روحش در وي بدمد مگر با ولايت علي-عليه السّلام- و خداوند موسي را کليم خويش نساخت مگر با ولايت
    علي-عليه السلام- و خداوند عيسي بن مريم را نشانه‌اي براي جهانيان قرار نداد مگر با فروتني او در پيشگاه علي-عليه السّلام-.
    سپس فرمود: خلاصه، هيچ کس سزاوار آن نيست که خدا در او نظر کند مگر با اطاعت ما1.


    *****          *****          *****


    1- بحار الأنوار، ج26 ص294



    چهارشنبه 26/4/1387، ساعت 11:58 صبح
    سخن شما:

    + فاطمه...
    نويسنده: خراباتي


    آنگاه علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد؛ زني که آفتاب را در بر دارد، و ماه زير پاهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است1.


    *****          *****          *****


    1-مکاشفات يوحنا 12 : 1-2



    سه‏شنبه 4/4/1387، ساعت 6:25 صبح
    سخن شما:

    + به مناسبت...
    نويسنده: خراباتي

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم


    هميشه سلام! الآن که برايت مي نويسم، لحظه‏ها لحظه‏هاي غروب است، خورشيد قوس نزولش را پيموده کم‏سو و تاريک مي‏شود و شب را با اهلش تنها مي گذارد و مرا با تو.
    مانده بودم با تو از چه بگويم؟! در دلم اين آيت دوست گذشت: «آي انسان! تو به سوي پروردگارت در تکاپويي، پس او را ديدار خواهي‏نمود.1»
    ...! در اين زمانه‏ي شوم که در زمين غفلت مي‏پراکنند، خبري مهمتر از اين شنيده‏اي؟ خبر از ديداري که سرنوشت حتمي همه انسانهاست. خبر از ديدار با کسي که هم ارحم‏الرّاحمين است و هم احکم‏الحاکمين.
    راستي، من و تو قرار است خدا را با کدام صفتش ملاقات کنيم؟
    در اين زمانه‏ي خاکستري که دلها بيشتر از هميشه بوي سنگ مي‏دهند و اهل آسمان باور را در زمين جيره‏بندي کرده‏اند هنوز پيدا مي شوند آدمهايي که نور ايمان در دلشان سوسو مي‏زند و همين کفايت مي‏کند از براي آن که به گوش جان بشنوند: «براي آنها که ايمان آورده‏اند، آيا گاه آن نرسيده تا دلهايشان از ياد خدا و آنچه از حق نازل شده به فروتني افتد؟2» و بشنوند: «اي کساني که باور کرده‏ايد! باور کنيد...3»
    ...! تو از همان آدمهايي و دلت از همان دلها، گوش جانت هم همان صدا را مي‏شنود؛ که اگر غير از اين بود، آن غم غريب که در سينه داري با شنيدن نغمه اذاني در ديده ات آب نمي‏شد و دلت از نام مسيح و مريم و فاطمه نمي‏لرزيد.»
    گوش مي کني؟ صداي اذان مي‏آيد.
    الله اکبر، خدا بزرگتر است.
    خدا بزرگتر است، از غمي که در سينه‏ات سنگيني مي‏کند، از بغضي که در تنهايي سراغت را مي‏گيرد و در راه گلويت مي‏نشيند، از سکوتي که لبهايت را مي‏بندد. خدا بزرگتر است، از آبرويي که مي‏رود، از حريمي که شکسته مي‏شود، از دلي که به درد مي‏آيد. خدا بزرگتر است، از همه ترسها، نااميديها، حيرانيها، از همه غفلتها، بي خبريها، شاديها، لذّتها. خدا بزرگتر است، از هر چه به آن دل بسته‏ايم، از هر چه به آن عادت کرده‏ايم. خدا بزرگتر است، از تمام نافرمانيها و ناسپاسيها. خدا بزرگتر است، از هر چه سدّ راه تکاپوي انسان مي‏شود. خدا بزرگتر است و مهربانتر و بخشاينده‏تر، از آن که توبه‏ي بندگان کوچکي مثل ما را نپذيرد و دستمان را نگيرد. خدا بزرگتر است و هيچ چيز جز او پرستيدني نيست.
    ...! در زندگي گهگاه نسيمهايي از جانب خدا روح را مي‏نوازند، نسيمها نشانه‏هاي رحمت ويژه خدايند که هر کسي از آن بهره ندارد. نسيمها مي‏وزند تا تو بداني خدا تو را بسان ديگران نمي‏خواهد. نسيمها مي‏وزند تا تو خود را در معرض آنها قرار دهي و از آنها روي نگرداني. نسيمها مي‏وزند، يعني که: «او با شماست، هر جا که باشيد.4» يعني که: «اي بندگان من که به خويش ستم کرده‏ايد! از رحمت خدا نااميد نشويد، خدا همه ي گناهان را مي‏بخشد، که او آمرزنده است و مهربان.5» يعني که: «من نزديکم، دعاي دعا کننده را اجابت مي‏کنم وقتي که مرا مي‏خواند، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و مرا باور کنند، باشد که به سعادت رسند6
    ...


    *****          *****          *****


    1-انشقاق : 6           2-حديد : 16           3-نساء : 136           4-حديد : 4           5-زمر : 53           6-بقرة : 186



    پنجشنبه 15/1/1387، ساعت 7:0 عصر
    سخن شما:

    + به داريي اهل دنيا منگريد...
    نويسنده: خراباتي

    حضرت عيسي-عليه السّلام-:


    لاتَنظُروا إلي أموال أهل الدُّنيا فإنَّ بَريقَ أموالِهِم يُذهِبُ بنورِ إيمانِکُم1.
    به داريي اهل دنيا منگريد که درخشش اموالشان نور ايمانتان را مي برد.


    *****          *****          *****


    1-المحجة البيضاء، ج7ص328



    جمعه 27/7/1386، ساعت 5:34 عصر
    سخن شما:

    + با چه کسي هم‏نشين شويم؟
    نويسنده: خراباتي

    پيامبر اعظم-صلّى الله عليه وآله-:


    قالَت الحَواريُّونَ لِعيسى: يا روحَ اللهِ! مَن نُجالِسُ؟ قالَ مَن يُذکّرَکُمُ اللهَ رُؤيَتَهُ، وَ يَزيدُ في عِلمِکُم مَنطِقُهُ وَ يُرَغّبُکُم في الآخِرَةِ عَمَلُهُ1.
    حواريون به عيسي-عليه السّلام- عرض کردند: اي روح‌الله با چه کسي هم‌نشين شويم؟ فرمود: با کسي که ديدارش خداوند را به يادتان آورد و گفتارش به دانشتان بيفزايد و کردارش به آخرت تشويقتان کند.


    *****          *****          *****



    1- کافي، ج1ص39



    دوشنبه 24/2/1386، ساعت 1:13 صبح
    سخن شما:

    + به مناسبت «عيد غدير خم»
    نويسنده: خراباتي

    اميرالمؤمنين-عليه السّلام-:


    افتَرَقَت اليَهودُ عَلي إحدي وَ سَبعينَ فِرقة، سَبعونَ مِنها في النّار وَ واحِدَةٌ في الجَنَّة وَ هيَ الَّتي اتَّبَعَت «يوشَعَ بنَ نونٍ وَصيَّ موسي». وَ افتَرَقَت النَّصاري عَلي إثنَينِ وَ سَبعينَ فِرقة، إحدي وَ سَبعونَ فِرقة في النّار وَ واحِدَةٌ في الجَنَّة وَ هيَ الَّتي اتَّبَعَت «شَمعونَ وَصيَّ عيسي-عليه السّلام-». وَ تَفتَرقُ هذِهِ الأمَّةُ عَلي ثلاثٍ وَ سَبعينَ فِرقة، إثنانِ وَ سَبعونَ فِرقة في النّار وَ واحِدَةٌ في الجَنَّة وَ هيَ الَّتي اتَّبَعَت «وَصيَّ مُحَمَّدٍ -صلّي الله عليه و آله-» (وَ ضَرَبَ بيَدِهِ عَلي صَدرِهِ)1.


    يهوديان به هفتاد و يک فرقه تقسيم شدند، هفتاد فرقه از آنان در آتشند و تنها يکي در بهشت است و آن فرقه‌اي‌ست که از «يوشع بن نون وصي موسي» پيروي نمود. و مسيحيان به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند، هفتاد و يک فرقه از آنان در آتشند و تنها يکي در بهشت است و آن فرقه‌اي‌ست که از «شمعون وصي عيسي-عليه السلام-» پيروي نمود. و اين امت[مسلمانان] نيز به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي‌شوند، هفتاد و دو فرقه از آنان در آتشند و تنها يکي در بهشت است و آن فرقه‌اي‌ست که از «وصي محمّد-صلّي الله عليه و آله-» پيروي نمود(در اين حال اميرالمؤمنين با دست بر سينه خويش زد).


    *****          *****          *****


    1-کتاب سليم بن قيس، ص332



    دوشنبه 18/10/1385، ساعت 7:29 صبح
    سخن شما:

    + مسيح المسايح
    نويسنده: خراباتي

    از فرمايشات مهدي موعود-عليه السّلام- در وقت ظهور:


    «... مَن أرادَ أن يَنظُرَ إلي عيسي و شَمعونَ1، فها أنَا ذا عيسي و شَمعونَ2.»
    هر که مي خواهد به عيسي و شمعون نظاره کند، پس بداند من عيسي و شمعون ام.


    *****          *****          *****


    شمعون : پطرس ،نخستين حواري عيسي(متّي 4 : 18)           2-بحارالأنوار ج53ص9



    يکشنبه 19/6/1385، ساعت 2:8 عصر
    سخن شما:

       [آرشيو شده ها]